فرانکشتاین

10,000 

فرانکنشتاين دانشمند جوان و جاه طلبي است که با استفاده از کنار هم قرار دادن تکه‌هاي بدن مردگان و اعمال نيروي الکتريکي جانوري زنده به شکل يک انسان و با ابعادي اندکي بزرگ‌تر از يک انسان معمولي مي‌سازد. موجودي با صورتي مخوف و ترسناک که بر همه جاي بدنش رد بخيه‌هاي ناشي از دوختن به چشم مي‌خورد. اين موجود تا بدان حد وحشتناک است که همگان، حتي خالقش از دست شرارت‌هاي او فرار مي‌کنند. هيولايي که خالقش نيز نمي‌تواند آن را کنترل کند و خود مقهور آن مي‌شود.

تأثير اين داستان به حدي بود که اين کلمه به صورت مدخلي در فرهنگ لغات درآمده‌است. در داستان، فرانکنشتاين سازنده‌ي موجود است و مخلوق يک هيولا است. هيولا فقط هيولا است و هيچ اسمي ندارد، اما به مرور زمان آن هيولا به نام خالق خويش به فرانکنشتاين معروف شده‌است. شکل صحيح‌تر ديگري که رواج يافته‌است «هيولاي فرانکنشتاين» است. اما تأثير هيولاي فرانکنشتاين در سراسر دنيا به قدري زياد بوده که اشخاص مختلف و نويسندگان گوناگوني از آن به عنوان شخصيت کتب خود استفاده مي‌کنند. اين داستان مربوط به دوره رمانتيک اروپا مي باشد که در سراسر داستان اميد، دلگرمي و همدردي نمايان است. همه ما انسان ها نيازمند کمک و ياري از طرف يکديگر هستيم و با تنها بودن فقط نااميد و خسته ني شويم. مثلاً ويکتور براي خلق هيولا به مدت 2 سال تنها زندگي مي کند که در اين مدت بسيار بيمار و ضعيف مي شود و حتي وقتي هيولا چشمانش را باز مي کند، ويکتور از شدت ترس و نااميدي فرار مي کند. در اين کتاب تعداد بسياري تعريف کننده هستند. و اين از نشانه هاي دوره رمانتيک است که هر کسي با ديد خودش داستان را تعريف مي کند.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فرانکشتاین”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *